این اولین چالشم بعد این چند ماهه:}

برای اینکه به بقیه چالشای نرفته ام برسم هر دو چالش و یکی کردم؛ پس حال و حوصله دارای جونننن دلللل، ادامه مطلب و در یابننننD=

 

+قالب و دوباره عوض کردم. قبلیه هیچ رقمه به دلم نمینشست/: میدونید...یه جورایی... زمخت بود:|

 

 

1. تا حالا تقلب یا کار خلاف کردی؟ ( یکیشو توضیح بده )

تقلب تا دلتون بخواد ولی کار خلافففف... فکر نمیکنم/:
یادمه کلاس نهم بودم و دبیرمون میخواست ازمون دینی بگیره، البته گفتش که این زیاد مهم نیست و دوباره ازمون میگره. ولی منه کر خر نمیدونم چرا کتاب و گذاشتم زیر میز تا تقلبی کنم-____- از شانس فوق العاده خوبمم خانممون دید و بلند گفت" اشرفییییی(هیچکدوم از دبیرام منو به اسم صدا نمیکردن، نم چرا/: انگار حساسیت داشتن به اسم نازنین) گفتم که یکی دیگه ازتوننن میگیرمممم، بیخالل شوووو" و منم خجل زده دستم و که برای باز کردن لای کتاب رفته بود و برگردوندم سر جاش(-_____- ')

 

2. توی واقعیت بقیه فکر میکنن چه چیزی در موردت حقیقت داره که اشتباهه؟ (در مورد چه چیزیت اشتباه فکر میکنن)

اینکه من تازه رفتم راهنمایی یا چهارده سالمه:||| دیگه فرض کنین بیبی فیسی و در چه حد._. البته رفتارمم بی تاثیر نیست/:

 

3. بدترین چیزی که تو مدرسه شنیدی از کی بوده و چی بوده؟

حرفای بدی که شنیدم کم نیستن و فکر نمیکنم گفتنشون جالب باشه. و اینکه از نظر من حرف بد، بد تر و بد ترین نداره، هر چقدرش دل آدم و میشکونه.

 

4. تاسف بار ترین خاطره ای که الان یادت میاد؟

آخخخخ-____- سال هشتم که امتحان ریاضی نوبت دوم داشتم چند دقیقه قبل امتحان دم سالن دبیر ریاضیمون و دیدم. این بنده خدا هم از قضا فامیلش بینایی بود. منم اومدم خیر سرم بهش سلام کنم ولی اونقدر استرس داشتم که گفتم "خانم سلام بینایی:||||" بدبخت خودشم موند چی بگه اصلا، فقط یه خنده کج و کوله کرد و گفت سلام سلام. رفیقامم که دورم بودن بعد رفتن دبیرمون پقی زدن زیر خنده و گفتن نه بینا نیست کورههه...

 

5. اگه به مدت یه ماه جنس مخالف بودی چیکار می کردی؟

خبببببب، شبا تا ساعت چهار صبح تو خیابونا قدم میردم و آهنگ گوش میکردم. یا با خیال راحت میرفتم پشت بوممون:}}} البته الانم میرم ولی فقط مثل دزدا با لباس سیاه و ساعتای سه و نیم چهار که همه خوابن-_____- هیچیکسم از افراد خانواده این راز و نمیدونه، پس هیسسس دوست عزیز:)))

 

6. آخرین خواب ترسناکی که دیدی کی بوده؟

یادم نمیاد ولی بد ترین خوابی که دیدم مردن اعضای خانوادم بوده و اینکه خالم داره من و خواهرم و به خاطر طلا شکنجه میکنه///: خاله بدبختم-_____-

 

7.کسی هست که پنهانی دوستش داشته باشی؟

بود، دیگه نیست:} آشغالای دوست داشتنی همه باید برن دم در...

 

8. چی یا کی رو هرگز نداشتی ؟

چیزای زیادی رو میخوام که هرگز نداشتم و ندارم اما کی... ولش کن اینو=] 

 

9. اگه بتونی با بایست ازدواج کنی ازدواج میکنی؟

خیر/: چرا باید با بایسم ازدواج کنم اصن؟

 

10. خانواده ات چه تعریفی از شخصیتت دارن؟ ( ازشون بپرسین)

*آب دهانش را قورت میدهد*
خواهر بزرگم: برو گمشو، هیچ تعریفی ازت ندارم، هیچی نیستی تو اصن/:
خواهر کوچیکم: ولم کن بابا، یه احمق... خوبه؟ (بعد اصرار های زیاد) مهربون، بامزه، غمگین، دلسوز. برو دیگه ولم کن.
مامانم: زهرمار! چته؟ چی میخوای؟ وقتی اینجوری از تخت کپک زدت بلند میشی میای حتما یه چیزی میخوای-____- (بعد توضیح دادن فراوان که جریان چیه) باهوش ولی تنبل، مهربون، کپک زده
بابامم خونه نیست خوشبختانه 

 

11. تا حالا کسی روت کراش داشته؟

تو مجازی آره (رو صدام کراش زده بود یارو) ولی در واقعیت عمرااا کسی باشه، مغز خر خورده کسی رو من کراش بزنه؟!/:

 

12.ورزش مورد علاقه ات ؟

صددد در صد که شنا، عشقه*----*
قبل از کرونا روزای فرد میرفتم استخر سر پوشیده. الان دیگه حتی استخر بادیم نمیرم-_____- لعنت به کرونا.

 

13. بلدی ماشین برونی؟

آره، البته اگه بهم قبلش بگن کدوم ترمزه کدوم کلاچ کدوم گاز:||| یه بار چند ساعت سعی داشتم ماشین و روشن کنم اما نمیشد، آخرشم متوجه شدم کلاچ و با ترمز اشتب زده بودم/:

 

14. نزدیک ترین شخص بهت کیه؟

خواهرام و دوستام:>

 

15. چجوری میخوابی؟ ( حالت خوابت چیه؟ )

به پهلو میخوابم و پتومو میگرم بغلم، به خاطر گردنمم دو تا بالشت میذارم زیر سرم.
البته حالت خواب من تا موقعی که بیدارم مثل آدماست/: صبح که بیدار میشم میبینم پتوم کامل افتاده پایین و پاهام رو بالشتن.-.

 

16. اگه حیوون بودی چی میشدی؟

ببر :) شایدم شاپرک.

 

17. فست فود یا غذای سالم؟

خدایی سواله؟:|||

 

18. تا حالا کسیو بوسیدی؟

استقفرالله، نخیر *تسبیحش را در دستش حرکت میدهد*

 

19. تا حالا کلاه سرت رفته ؟ ( تعریف کن )

تا دلتون بخواد، من یه اسکله ساده‌ی به تمام معنا هستم:|

نمیدونم^^

 

20. دوست داری جای کسی زندگی کنی؟

صد در صد. هر کی، فقط یه آدم یه شدتتتت خر پول باشه-_____-

 

1. دوست داری چه چیز دنیای مجازی واقعی بشه؟

آدمای صاف و سادش:»

بازیاش*-*

 

2. کدوم شخصیت تو فیلم ها یا برنامه کودکاست که اداشو در میاری یا صداشو تقلید میکنی؟

من هنوز که هنوزه عاشق کارتون و انیمیشنم واسه همین خیلی زیادن :))) دیالوگاشون و با حالت دوبله میگم و بعضیا رو از جملاتشون تو زندگی روزمره استفاده میکنم. اما شرک و به خاطر اینکه عاشق کارتونش بودم -و هنوز هم هستم- بیشتر دیالوگاش و حفظم.

"غولاااا مثل پیازننن. لایه لاینننن. میفهمی؟ لایه لایهههه"

"خره خرمممم، خرههههه خخخرممم، خوده خرممم"*با ریتم میخواند و قر میدهد*

 

3. چه ساعت یا ساعت هایی توی طول روز حس بهتری بهت میده؟

صبح زود:) از ساعت پنج و نیم-شیش اینا تا نه-ده. حس زنده بودن بهم میده و البته خاطرات خوبی رو برام زنده میکنه. مخصوصا وقتی آهنگم گوش بدم:}

 

4. تا حالا پیش اومده توی حال خودت باشی و یه کاری کنی بعد یکی ببینه و خجالت بکشی؟ ( تعریف کن )

تاااا دلتون بخواددد-_____- اونقدر که یادم رفته بیشترشون و.
یه بار داشتم تو دنیای خودم همراه شخصیتای خیالیم سیر میکردم و دیالوگ های بسی خجالت آور میگفتم که یهو خواهر کوچیکم دیدتم:))) یعنی آرزو میکردم ننم ببینم ولی خواهر کوچیکم نه.
یادمه سری از تاسف تکون داد و با جمله "چرا این خواهر بزرگ منه؟" اتاق و ترک کرد. فقط میتونم بگم لعنت به اتاق مشترکTT

یه بارم جلو آینه داشتم با خودم مصاحبه میکردم که خواهر بزرگم دیدم=))) آب شدن در چه حد؟

البته الان دیگه همشون به اسکل بازیای من عادت دارن، زیاد متعجب نمیشنXD

 

5. وقتی بچه بودی اغلبا کجاها بازی می کردی و چجوری؟بازی هایی که تو بچگی می کردی رو تعریف کن.

من تو طفولیت همه جور بازی ای کردم. با پسرا فوتبال زدم. با دخترا خاله بازی کردم. با کل محل خونه ی مامان بزرگم اینا گرگم به هوا و با کل بچه های فامیل قایم موشک بازی کردم. اما اونطوری که یادم میاد همیشه از تنهایی بازی کردن بیشتر لذت میبردم چون بقیه خیلی سناریو های بازیشون زشت بود، اه-____-

 

6. آسمون توی ذهنت چه شکلیه؟ 

یه آسمون پر ستاره که نور های آبی و بنفش سراسرش رو فرا گرفتن. ماهه کامل اون وسط میدرخشه و هر از گاهی هم یه ستاره دنباله دار با عجله رد میشه. البته این یه چشمش بود. آسمونای توی ذهن من بی انتهان:>

 

7. سه تا وسیله یا چیز ( شیء) که دوست داری داشته باشی؟

*به عددی که در سوال نوشته شده پشیزی هم اهمیت نمیدهد*
1- گوشیTT
2- بازی گنشین ایمپکت*فین فین*
3- یه اتاق:}
4- یه دوربین خفن عکاسی.
5- کتاب شعر هالزی:"

 

8. خودتو با چند تا اتفاق یا چیز ساده توی زندگی توصیف کن.

صدای ساز هنگ درام=)

نا متعادلیه هوای بهار و پاییز.

رنگ آبی و زرد.
لوازم تحریر.
آویشن یا رزماری:>
چیپس سرکه ای.
کاپوچینو.

(یه بار یه همچین سوالی از خواهر کوچیکم پرسیدم و جوابش شلنگ دستشویی بود="))))))) خداروشکر! متوجه شدم اهمیتم برای خانوادم فوق العاده بالا و ضروریه=} هه هه هههههه)

 

9.اغلب اتاق یا لباست بوی چی میده؟ 

بوی گند عرق. لعنت به این ژن...
عطر اوربن یا عطر های دیگه ای با این بو. اگه تا حالا بوش به دماغتون نخورده باید بگم که شیرین(نه خیلی، بوی خیلی شیرین و ندوس) و لطیفه.

 

10. کدوم شخصیت تاریخیه که براش ارزش زیادی قائلی؟

بتوون.
آلبرت انیشتین.
داش اِسی نیوتن.(با اینکه در درس خیلی به خاطر کشفیاتش مورد عنایتش قرار میدم^^)


11. تا حالا شده توهم بزنی و یه چیزی رو یا اشتباه بشنوی یا حس کنی یا ببینی؟ ( یکیشو تعریف کن )

خیلییی زیاد.
یه بار با صدای یکی که اسمم و صدا میکرد از خواب بیدار شدم:) اما هیچکس تو اتاقم نبود و وقتی از بقیه پرسیدم گفتن که ما صدات نکردیم:}

اصلا خیلی رمانتیکه که صبحا با صدای ارواح بیدار بشی=))

 

12.اغلب همراه با غذا چی میخوری؟

ساااالاددددد*----* عشقه اصلا عشققققق. شده با املتم سالاد خوردم تا حالا=>

 

13. اگه بتونی یه جای دیگه زندگی کنی اون کجاست؟

توی یه کلبه اندر درون جنگل*-* 

 

14. یه جمله به یک آدم فضایی توی یه سیارۀ دیگه بنویس!

اگه وجود داری بیا و یواشکی در گوشم بگو:) قول میدم به کسی نگم.

 

15. آخرین آهنگی که گوش دادی؟ 

اینطور که پلی لیستم نشون میده، oh my god از الک بنجامین.

 

16. اولین پیامی که توی بیان برای کسی نوشتی ( خصوصی یا عمومی فرقی نمی کنه - اگه دوست داشتین اسم شخص رو هم بگین )

برای دینز بودش=)
"بسی زیبا بود:)))"

 

17.آخرین چیزی که به خاطرش ذوق کردی؟

من خیلی زود به زود ذوق میکنم -مخصوصا وقتایی که ارتا یه حرکت جدید میزنه*---*- اما آخرین باری که از ته ته دل ذوق کردم باردار شدن هالزی و در اومدن کُنارای توی باغچمون بود؛ با اومدن چپتر جدید مانهوایی که دنبال میکنم. با صدا زدن اسمم توسط دختر خاله کوچیکم(از بین همه فقط اسم منو درست میگهXD ) با... ////: میگم که... من با همه چی ذوق میکنم:}

 

18. اسم چند تا از وسیله هایی که خیلی ازشون استفاده میکنی؟ 

هندزفری. طوری که وقتی به چیزی وصل نیست و چیزی گوش نمیکنمم تو گوشمه:| تازه باهاش راهم و میرم و برای اینکه سیمش اذیتم نکنه میندازمش رو دوشم/:
تبلت.
لپ تاپ.
دفتر نقاشی و مداد و پاک کنم.

 

19. یه اعتراف به دنبال کننده های وبت کن.

حس میکنم خار دارم:||| و اینکه کلا اینحا خیلی نخاله ام:| بقیه هم از سر دلسوزی که ناراحت نشم میان وبم-_____- حالا حسم راسته یا دروغ خدا داند/:

 

20. چقدر طول کشید تا چالش رو جواب بدی؟

از ساعت هفت عصر شروع کردم تا الان که ساعت نه و ده دقیقستD=

*در حالی که خمیازه میکشد به کمرش کش و قوسی میدهد و کمی از دمنوش رزماری برای کاهش سردردش مینوشد*